امید محمدی؛ بازار گروه خودرو: بازار خودرو کشور در آستانه اسفندماه، بار دیگر در جایگاهی ایستاده که اقتصاد و سیاست به صورت هم زمان بر آن سایه انداختند. از یک سو تجربه سال های اخیر نشان داده هر سیگنال سیاسی می تواند به سرعت خود را در قیمت خودرو منعکس کند و از سوی دیگر، جهش های ناگهانی ارزی همواره به عنوان موتور محرک رشد قیمت ها عمل کردند. در چنین شرایطی، اسفند که به طور سنتی یکی از ماه های پرتقاضا در بازار خودرو به شمار می رود، امسال بیش از هر زمان دیگری درگیر «انتظار» است؛ انتظاری برای روشن شدن نتیجه مذاکرات، تعیین تکلیف فضای کلان سیاسی و مشخص شدن مسیر نرخ ارز. هم زمان، شکاف قیمت کارخانه و بازار آزاد همچنان بالا است، ثبت نام های میلیونی برای خرید خودرو ادامه دارد اما معاملات در بازار آزاد در رکود فرو رفته است؛ تناقضی که نشان می دهد خودرو بیش از آنکه یک کالای مصرفی باشد، به ابزاری برای حفظ ارزش دارایی تبدیل شده است. در چنین فضایی، برای بررسی چشم انداز قیمت خودروها در ماه پایانی سال، احتمال جهش یا ریزش نرخ ها، وضعیت شکاف کارخانه و بازار و آینده خودروهای اقتصادی، با «بابک صدرایی»، کارشناس صنعت خودرو به گفت و گو پرداختیم؛
* با توجه به اینکه هر سال ماه پایانی سال جاری بازار خودرو با رشد معاملات همراه می شود، آیا باید منتظر ارزانی خودرو باشیم یا رشد قیمت ها ادامه خواهد داشت؟
اکنون حدود ۱۰ روز است که مذاکرات در جریان است و نتیجه آن می تواند بر بازار خودرو اثر مستقیم بگذارد. اگر توافقی حاصل شود، به نظر من بازار می تواند وارد فاز ریزشی شود؛ اما اگر مذاکرات به سمت عدم توافق حرکت کند، احتمال جهش قیمتی وجود دارد. با این حال، فارغ از نتیجه نهایی مذاکرات، بازار خودرو در وضعیت رکودی قرار خواهد گرفت. معتقدم که در اسفندماه شاهد افزایش یا کاهش معنادار قیمت نخواهیم بود و قیمت ها در همین محدوده فعلی متوقف می شوند تا ببینیم در سطح کلان سیاسی و ارزی چه اتفاقی رخ می دهد. نرخ ارز روندی افزایشی دارد و اگر این روند ادامه پیدا کند، خودرو نیز با فاصله زمانی از آن تبعیت خواهد کرد؛ اما جهش هایی مانند پاییز که بعضا افزایش های ۵۰ تا ۷۰ درصدی در یک ماه رقم خورد، در حال حاضر قابل پیش بینی نیست. ما در شرایط عدم قطعیت جدی قرار داریم؛ بهگونه ای که اگر بتوانیم حتی نیمی از تحولات آینده بازار خودرو در ماه جاری را پیش بینی کنیم، کار بزرگی انجام دادیم. نتیجه تحولات ۱۰ تا ۱۵ روز آینده می تواند جهت گیری حداقل ۶ ماهه نخست سال آینده را مشخص کند. التهابات سیاسی، نگرانی ها از تنش های احتمالی و حتی گمانه زنی هایی درباره تهدیدهای نظامی، فضای بازار را در سطح بالایی از استرس قرار داده است. همین دوگانه ها بازار خودرو را در وضعیت تعلیق نگه داشته است، در چنین شرایطی، معمولا نه قیمت ها به طور جدی نزولی می شوند و نه توان صعود قابل توجه دارند.
در بهترین حالت، نیاز مصرفی کشور سالانه حدود یک میلیون و ۵۰۰ تا یک میلیون و ۷۰۰ هزار دستگاه است. اما وقتی چند میلیون نفر برای ثبت نام اقدام می کنند، بخش قابل توجهی از این تقاضا، مصرف کننده نهایی نیست
* با وجود شکاف قابل توجه قیمت خودرو در کارخانه و بازار و حتی ثبت نام چند میلیونی برای فروش خودرو، چرا معاملات در بازار آزاد قفل شده است؟
وقتی فضای تولید و تجارت در کشور دچار اختلال می شود، سرمایه های سرگردان به سمت بازار کالاهای مصرفی حرکت می کنند. امسال به واسطه بحران های ارزی، مشکلات انرژی، تنش های سیاسی و محدودیت های بین المللی، تولید و عرضه خودرو با چالش هایی رو به رو شد. این شرایط در کنار فضای روانی جامعه باعث هجوم دلالان به بازار می شود. وقتی خودرو ناگهان ۵۰ یا ۶۰ درصد رشد قیمت دارد، این پیام را به سرمایه گذاران می دهد که بازار دوباره جذاب شده است. بسیاری از خریداران واقعی نیستند؛ بلکه برای حفظ ارزش پول یا کسب سود وارد بازار خودرو می شوند. در بهترین حالت، نیاز مصرفی کشور سالانه حدود یک میلیون و ۵۰۰ تا یک میلیون و ۷۰۰ هزار دستگاه است. اما وقتی چند میلیون نفر برای ثبت نام اقدام می کنند، بخش قابل توجهی از این تقاضا، مصرف کننده نهایی نیست. این سرمایه های سرگردان میان بازار خودرو، مسکن، ارز، طلا و سایر دارایی ها در گردش هستند و خودرو همواره یکی از جذاب ترین گزینه ها است.
تصور کنید یک خودرو وارداتی با قیمت ۵ میلیارد تومان در سامانه عرضه می شود و همان خودرو در بازار ۷ یا ۸ میلیارد تومان معامله می شود. سود ۲ تا ۳ میلیاردی در مدت کوتاه، معادل ماهانه ۲۵۰ میلیون تومان بازدهی است؛ بدون خلق ارزش افزوده واقعی؛ این جذابیت، فرهنگ دلالی را تقویت می کند
* سود خودرو در بازار چقدر است که برای سودجویان انگیزه جهت ورود به این بازار را ایجاد می کند؟
شکاف قیمت کارخانه و بازار نیز وسوسه ایجاد می کند، تصور کنید یک خودرو وارداتی با قیمت ۵ میلیارد تومان در سامانه عرضه می شود و همان خودرو در بازار ۷ یا ۸ میلیارد تومان معامله می شود. سود ۲ تا ۳ میلیاردی در مدت کوتاه، معادل ماهانه ۲۵۰ میلیون تومان بازدهی است؛ بدون خلق ارزش افزوده واقعی؛ این جذابیت، فرهنگ دلالی را تقویت می کند و به تدریج آثار منفی اقتصادی و اجتماعی بر جای می گذارد. به همین دلیل، در عین رکود معاملات، خودرو همچنان کالای سرمایه ای باقی مانده است.
خودروهایی که پیش تر برای یک قشر قابل دسترس بود، به طبقه بالاتری منتقل می شود و اقشار متوسط و پایین تر ناچار هستند به سمت خودروهای کارکرده یا سگمنت های پایین تر حرکت کنند
* با عبور قیمت ها از مرزهای جدید، آیا خودرو اقتصادی عملا از بازار حذف شده است؟ این روند چه اثری به قدرت خرید خانوار خواهد داشت؟
واقعیت این است که به زودی خودروی زیر ۷۰۰ یا ۸۰۰ میلیون تومان در بازار نخواهیم داشت؛ آن هم در شرایطی که شرکت ها ناچار به تعدیل قیمت هستند. اگر ارزان ترین خودرو حدود ۷۰۰ میلیون تومان باشد و یک کارمند به طور متوسط ماهانه ۳۰ میلیون تومان درآمد داشته باشد، نسبت قیمت خودرو به درآمد عملا نا متوازن می شود. در چنین وضعیتی، خودروهایی که پیش تر برای یک قشر قابل دسترس بود، به طبقه بالاتری منتقل می شود و اقشار متوسط و پایین تر ناچار هستند به سمت خودروهای کارکرده یا سگمنت های پایین تر حرکت کنند. از سوی دیگر، خودروسازان بزرگ داخلی که در حداکثر ظرفیت تولید فعالیت می کنند، به دلیل فاصله زیاد عرضه و تقاضا، عملا امکان ارائه تسهیلات گسترده یا فروش اقساطی موثر را ندارند. بنابراین با هر موج افزایش قیمت، بخشی از مصرف کنندگان واقعی از بازار حذف می شوند یا به ناچار به سطح پایین تری از انتخاب تنزل پیدا می کنند. اگر این روند ادامه یابد، خودرو بیش از پیش از یک کالای مصرفی فاصله می گیرد و به دارایی سرمایه ای تبدیل می شود؛ اتفاقی که در بلند مدت می تواند هم قدرت خرید خانوار را تضعیف کند و هم ساختار تقاضای بازار را تغییر دهد.
