Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

افزایش نرخ ارز نگاه سرمایه ‌ای را به خودرو بازگرداند

امید محمدی؛ بازار گروه خودرو: بازار خودرو در کشور بار دیگر به نقطه ‌ای رسیده که واژه «ثبات» بیش از آنکه نوید آرامش بدهد، تصویر توقفی سنگین بر فراز یک قله قیمتی را تداعی می ‌کند. در روزهایی که نرخ‌ ها دیگر مانند هفته ‌های قبل بالا و پایین نمی‌ روند، پرسش اصلی این نیست که آیا بازار آرام شده، بلکه این است که این آرامش بر چه بنیانی استوار است و تا چه اندازه می‌ تواند دوام داشته باشد. موج افزایشی قیمت ‌ها که از میانه سال کلید خورد، با تغییر در ساز و کار عرضه، رشد نرخ ارز و افزایش فشار خودروسازان برای اصلاح قیمت ‌ها، بازار را به مدار جدیدی برد؛ مداری که در آن شکاف قیمت کارخانه و بازار نه‌ تنها کاهش نیافت، بلکه به ابزاری برای توجیه افزایش ‌های بعدی بدل شد. در این میان، سیاست ‌های محدودکننده واردات، هزینه‌ های تحمیلی به واردکنندگان و تمرکز مجوزها در دست شمار محدودی از شرکت‌ ها، به پیچیدگی وضعیت افزوده است. از یک سو، بخش قابل توجهی از مصرف‌ کنندگان واقعی به دلیل افت قدرت خرید از بازار کنار رفتند و از سوی دیگر، تقاضای سرمایه‌ ای بار دیگر جان گرفته و خودرو را به پناهگاهی برای حفظ ارزش پول تبدیل کرده است. برای بررسی این تحولات و پاسخ به این پرسش که آیا چشم ‌اندازی برای کاهش قیمت ‌ها وجود دارد یا خیر، با «علی خسروانی»، فعال بازار خودرو، به گفت و گو پرداختیم؛

* در یک هفته اخیر از نبود نوسان محسوس در بازار سخن گفته می ‌شود، آیا می ‌توان این وضعیت را نشانه بازگشت تعادل دانست یا آنچه رخ داده صرفا تثبیت قیمت ‌ها در سطحی بالا است؟

اگر بازه زمانی کوتاه‌ مدت را ملاک قرار دهیم، بله؛ حدود یک هفته است که بازار نوسان جدی نداشته و قیمت ‌ها در همان سطوح قبلی ماندند. اما این تصویر کامل ماجرا نیست؛ در یک ماه گذشته، تا همین چند روز پیش، بازار شیب صعودی داشت. موج افزایش قیمت ‌ها از حوالی مهرماه سال جاری آغاز شد؛ زمانی که رشد نرخ ارز ایجاد و بحث انتقال ارز به تالار دوم مطرح شد و برخی شرکت‌ ها عملا با فضاسازی، قیمت‌ های بازار را بالا بردند. پس از افزایش فاصله قیمت کارخانه و بازار، همین اختلاف به‌ عنوان مستند فشار به نهادهای تصمیم‌ گیر قرار گرفت و در نهایت مجوز افزایش قیمت صادر شد. سازمان ‌های مرتبط نیز ناگزیر با رشد قیمت ‌ها همراه شدند و عملا قیمت‌ گذاری بیش از گذشته در اختیار شرکت ‌ها قرار گرفت. در کنار این موضوع، ممنوعیت واردات برای عموم و تحمیل هزینه‌ های سنگین به واردکنندگان از تعرفه ‌های بالا گرفته تا الزامات متعدد خدماتی فضای رقابتی را محدود کرد. حاصل این مجموعه، جهش قیمت و سپس تثبیت در سطحی جدید بود. بنابراین آنچه امروز می ‌بینیم، ثبات پس از افزایش است، نه کاهش قیمت.

همچنان می ‌بینیم برای تعداد محدودی خودرو، صف ‌های طولانی شکل می ‌گیرد. ثبت ‌نام‌ های میلیونی برای عرضه ‌های محدود یا استقبال گسترده از خودروهای وارداتی گواه آن است که بخشی از تقاضا با انگیزه حفظ ارزش پول یا کسب سود وارد بازار می ‌شود

* در سال ‌های گذشته معمولا در مدت زمان مشابه، بازار خودرو با التهاب بیشتری همراه بود. امسال اما آن تب‌ و تاب همیشگی کمتر دیده می ‌شود. آیا این مسئله را باید به کاهش توان خرید مردم نسبت داد؟ کاهش قدرت خرید تا چه اندازه در رکود نسبی بازار اثرگذار بوده است؟

باید میان دو نوع تقاضا تفکیک قائل شویم؛ تقاضای مصرفی و تقاضای سرمایه‌ ای در بخش مصرفی، واقعیت این است که سال ‌ها است خودرو به‌تدریج از سبد خرید بسیاری از خانوارها حذف شده است. وقتی قیمت ارزان ‌ترین خودروها به ارقام میلیاردی می ‌رسد، طبیعی است که یک خانواده متوسط یا یک جوان نتواند به ‌سادگی وارد این بازار شود. بنابراین کاهش قدرت خرید در بخش مصرفی کاملا مشهود است. اما در مقابل، همچنان می ‌بینیم برای تعداد محدودی خودرو، صف ‌های طولانی شکل می ‌گیرد. ثبت ‌نام‌ های میلیونی برای عرضه ‌های محدود یا استقبال گسترده از خودروهای وارداتی گواه آن است که بخشی از تقاضا با انگیزه حفظ ارزش پول یا کسب سود وارد بازار می ‌شود. خودرو تا پیش از میانه سال، عملا جذابیت سرمایه ‌ای خود را از دست داده بود و حتی بازدهی آن از سود بانکی کمتر بود. اما با افزایش نرخ ارز دوباره نگاه سرمایه ‌ای به خودرو بازگشت. به همین دلیل است که همزمان با کاهش قدرت خرید عمومی، همچنان شاهد تقاضای قابل توجه در برخی عرضه ‌ها هستیم؛ پارادوکسی که بازار امروز را شکل داده است.

افزایش نرخ ارز نگاه سرمایه ‌ای را به خودرو بازگرداند

* شنیده ها حاکی از آن است که برخی از شرکت های خودرو اقدام به «بازارسازی» با عرضه محدود کردند، آیا چنین پدیده ‌ای در بازار خودرو رخ داده است؟

وقتی مجوزهای خاص در اختیار تعداد محدودی شرکت قرار می ‌گیرد و سایر فعالان امکان ورود ندارند، زمینه برای مدیریت عرضه فراهم می ‌شود. در چنین شرایطی، شرکت می ‌تواند ثبت ‌نامی محدود برای تعداد اندکی خودرو باز کند. وقتی صدها هزار نفر برای چند ده دستگاه ثبت ‌نام می ‌کنند و اکثریت موفق به خرید نمی‌ شوند، اثر روانی آن به بازار منتقل می ‌شود. این فضا باعث می‌ شود خریدار در بازار آزاد حاضر باشد رقم بالاتری بپردازد، چون احساس می ‌کند دسترسی به خودرو دشوار و محدود است. به اعتقاد من، این وضعیت نتیجه تمرکز مجوزها و نبود رقابت گسترده است. اگر امکان واردات و عرضه برای بازیگران متعدد فراهم شود، رقابت شکل می ‌گیرد و امکان چنین رفتارهایی کاهش می ‌یابد.

ما باید میان «ارزانی» و «اصلاح قیمت» تفاوت قائل شویم. بخش قابل توجهی از قیمت خودرو ناشی از تعرفه ‌های بالا، هزینه ‌های جانبی، الزامات اسقاط و سایر سربارهایی است که به خودرو تحمیل می ‌شود. اگر این هزینه ‌ها کاهش یابد و تعرفه ‌ها تعدیل شود، بخشی از قیمت اصلاح خواهد شد

* با توجه به شرایط موجود، بسیاری از مخاطبان این پرسش را مطرح می‌ کنند که آیا باید در انتظار ارزانی خودرو بود؟ آیا کاهش قیمت در افق پیش‌ رو قابل تصور است؟

ما باید میان «ارزانی» و «اصلاح قیمت» تفاوت قائل شویم. بخش قابل توجهی از قیمت خودرو ناشی از تعرفه ‌های بالا، هزینه ‌های جانبی، الزامات اسقاط و سایر سربارهایی است که به خودرو تحمیل می ‌شود. اگر این هزینه ‌ها کاهش یابد و تعرفه ‌ها تعدیل شود، بخشی از قیمت اصلاح خواهد شد. عامل مهم دیگر، تکثر در واردات است. اگر واردات در اختیار تعداد محدودی شرکت باقی بماند، رقابت واقعی شکل نمی ‌گیرد. اما اگر صدها شرکت امکان ورود داشته باشند و محدودیت‌ های غیرضروری برداشته شود، رقابت قیمت ‌ها را خواهد شکست. در غیر این صورت، انتظار کاهش جدی چندان واقع ‌بینانه نیست و بازار در همین سطوح به ثبات نسبی ادامه خواهد داد.

Leave a comment

0.0/5