Skip to content Skip to sidebar Skip to footer

اصلاح سنگین قیمت سنگ آهن؛ آتش اقتصاد چین دامن فولادی ها را گرفت

بازار؛ گروه بین الملل: قیمت سنگ‌آهن آخر هفته گذشته به زیر سطح روانی و کلیدی ۱۰۰ دلار در هر تن سقوط کرد؛ کاهشی که بازتاب‌دهنده ضعف عمیق‌تر در سمت تقاضای جهانی و تداوم رشد عرضه در بازار است. این تحول از آن جهت اهمیت دارد که سنگ‌آهن یکی از مهم‌ترین مواد اولیه تولید فولاد به‌شمار می‌رود و اغلب به‌عنوان شاخصی برای سنجش وضعیت صنایع سنگین و چرخه‌های اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

در معاملات نقدی سنگاپور، قیمت سنگ‌آهن با عیار ۶۲ درصد به زیر این سطح مهم کاهش یافته و روندی را تکمیل کرده است که معامله‌گران آن را نزولی و پایدار ارزیابی می‌کنند؛ روندی که طی چند هفته گذشته به‌طور پیوسته ادامه داشته است.

کاهش تقاضای چین و از بین رفتن توازن بازار

افت قیمت سنگ‌آهن در خلأ رخ نداده و ریشه آن را باید در شرایط بازار جهانی فولاد، به‌ویژه در چین، جست‌وجو کرد. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد و بزرگ‌ترین مصرف‌کننده سنگ‌آهن در جهان، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری قیمت‌ها دارد. کاهش فعالیت‌های تولیدی و افت شتاب بخش ساخت‌وساز در این کشور باعث شده تقاضای کارخانه‌های فولاد برای سنگ‌آهن کاهش یابد. افت تولید فولاد، به‌طور مستقیم نیاز به سنگ‌آهن را محدود کرده و فشار نزولی بر قیمت‌ها وارد کرده است.

در ماه‌های اخیر، بسیاری از فولادسازان چینی تولید خود را در آستانه تعطیلات کاهش داده‌اند و همزمان، موجودی سنگ‌آهن در بنادر این کشور افزایش یافته است؛ نشانه‌ای روشن از این حقیقت که خریداران خریدهای خود را به تعویق انداخته‌اند. رشد موجودی‌ انبارها معمولاً پیام روشنی برای بازار دارد و آن اینکه عرضه از تقاضا پیشی گرفته است.

داده‌های اقتصادی نیز این فرضیه را تأیید می‌کنند. فعالیت بخش تولیدی چین طی چند ماه متوالی در محدوده انقباضی قرار داشته و همین موضوع نیاز به فولاد جدید و در نتیجه تقاضا برای سنگ‌آهن را کاهش داده است. از این منظر، افت اخیر قیمت‌ها صرفاً یک نوسان فصلی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از چالش‌های ساختاری عمیق‌تر در اقتصاد چین باشد.

مازاد عرضه و رشد ذخایر؛ تشدید فشار نزولی

در حالی که تقاضا تضعیف شده، عرضه جهانی سنگ‌آهن همچنان در سطح بالایی قرار دارد. شرکت‌های بزرگ معدنی در استرالیا و برزیل تولید خود را حفظ کرده یا حتی افزایش داده‌اند. علاوه بر این، پروژه‌های جدیدی مانند معدن «سیماندو» در گینه در آستانه ورود به بازار هستند که انتظار می‌رود حجم قابل توجهی سنگ‌آهن جدید را به عرضه جهانی اضافه کنند.

افزایش موجودی‌ها، به‌ویژه در بنادر چین، تأیید می‌کند که عرضه با سرعتی بیش از جذب بازار در حال رشد است. زمانی که ذخایر بالا می‌رود، خریداران فوریت کمتری برای ورود به بازار دارند و معمولاً تا کاهش بیشتر قیمت‌ها صبر می‌کنند.

مؤسسات رتبه‌بندی اعتباری و تحلیل‌گران بازار نیز نسبت به تداوم این عدم توازن هشدار داده‌اند. برخی گزارش‌ها پیش‌بینی می‌کنند قیمت سنگ‌آهن طی ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده همچنان تحت فشار باقی مانده و سطوح حمایتی در محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار در هر تن شکل گیرد. حتی در صورت افت قیمت‌ها به زیر ۹۰ دلار، تولیدکنندگان بزرگ با هزینه‌های پایین همچنان قادر به فعالیت سودآور خواهند بود، اما شرکت‌های کوچک‌تر و پرهزینه با چالش‌های جدی مواجه می‌شوند.

پیامدها برای شرکت‌های معدنی و اقتصاد جهانی

تداوم قیمت‌های زیر ۱۰۰ دلار پیامدهای مستقیمی برای شرکت‌های معدنی و اقتصاد کشورهای صادرکننده دارد. حاشیه سود تولیدکنندگان پرهزینه کاهش می‌یابد و حتی شرکت‌های بزرگی مانند ریوتینتو و بی‌اچ‌پی نیز با افت درآمد در بخش سنگ‌آهن مواجه شده‌اند، هرچند تنوع سبد کالایی آن‌ها تا حدی اثر این کاهش را تعدیل می‌کند.

در سطح کلان، اقتصادهایی که به صادرات منابع طبیعی وابسته‌اند نیز آسیب‌پذیر خواهند بود. برای نمونه، انتظار می‌رود درآمدهای صادراتی استرالیا از محل سنگ‌آهن در سال‌های آینده کاهش یابد؛ موضوعی که می‌تواند بر تراز تجاری، اشتغال در مناطق معدنی و سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید اثرگذار باشد.

بازارهای کالایی از سوی سرمایه‌گذاران بازار سهام نیز به‌دقت رصد می‌شوند، زیرا نوسانات قیمت مواد خام اغلب نشانه‌ای از تغییر روندهای اقتصادی و صنعتی است. در چنین فضایی، افت قیمت سنگ‌آهن می‌تواند فشار مضاعفی بر سهام شرکت‌های معدنی وارد کند و سرمایه‌گذاران را به سمت فلزاتی با چشم‌انداز تقاضای قوی‌تر، مانند مس یا آلومینیوم، سوق دهد.

چشم‌انداز قیمت سنگ‌آهن

چشم‌انداز آینده بازار سنگ‌آهن تا حد زیادی به سرعت بازیابی تقاضا و نحوه واکنش عرضه بستگی دارد. در صورتی که تقاضای چین تثبیت شود و مصرف جهانی فولاد بهبود یابد، قیمت‌ها می‌توانند به سطوح باثبات‌تری برسند. از سوی دیگر، کاهش سرعت توسعه پروژه‌ها یا تعدیل تولید از سوی شرکت‌های بزرگ می‌تواند به کاهش مازاد عرضه و متعادل شدن بازار کمک کند.

با این حال، تحولات ساختاری بلندمدت—از جمله افزایش استفاده از فولاد بازیافتی و بهبود بهره‌وری تولید—ممکن است نیاز به سنگ‌آهن سنتی را در سال‌های آینده محدود کند. در چنین شرایطی، فعالان صنعتی و سرمایه‌گذاران ناگزیرند این روندها را با دقت دنبال کنند تا ارزیابی دقیق‌تری از مسیر آینده بازار سنگ‌آهن داشته باشند.

Leave a comment

0.0/5