غزال زیاری: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مدعی شده بود که هند دیگر نفت ایران را خریداری نخواهد کرد و به سراغ نفت ونزوئلا خواهد رفت؛ اما بررسیهای متالورژیکی و شیمیایی حاکی از آن است که این حرف دستکم در بازه زمانی کوتاهمدت، امکانپذیر نیست و فراتر از یک تصمیم دیپلماتیک، با سدهای محکم مهندسی و عملیاتی روبروست.
باید این را در نظر داشت که نفت خام یک کالای همگن نیست و پالایشگاهها مثل ساعتهای دقیقی هستند که تنها با سوخت خاص خود کار میکنند. از همین رو، هر پالایشگاه بر اساس نفت خامی که دریافت میکند تنظیم میشود. نتیجه اینکه برای هیچ پالایشگاهی مقدور نیست که در کوتاه مدت بخواهد به جای استفاده از نفت ونزوئلا، از ایران نفت بخرد و یا بالعکس.

از نفت «میانگین» تا «فوق سنگین»
اگر پالایشگاهی بخواهد نفت ایران را با نفت ونزوئلا جایگزین کند، با چالشهای مختلفی روبرو خواهد بود. اولین چالش، تفاوت فاحش در شاخص API است. صادرات ایران عمدتاً شامل نفت سبک و سنگین با API بین ۲۶ تا ۳۶ است ولی نفت شاخص ونزوئلا (مری ۱۶) با API حدود ۱۶ در رده فوق سنگین قرار میگیرد. رابطه چگالی و API، نشان میدهد که هرچه عدد API کمتر باشد، وزن مخصوص (SG) بالاتر است.
نفت ونزوئلا رفتاری شبیه به قیر دارد و دردمای محیط بهسختی جریان پیدا میکند. این بدان معناست که ونزوئلا برای انتقال این نفت از طریق خط لوله، ناچار است آن را با میعانات گازی یا نفتهای سبکتر رقیق کند تا به استاندارد صادراتی مری ۱۶ برسد.
وزن نفت مری ۱۶ ونزوئلا، بیش از ۱۰۰۰ کیلوگرم بر مترمکعب است که فرآیند جداسازی آب و نمک را در واحدهای نمکزدایی پالایشگاه با سختیهای زیادی مواجه میکند؛ چرا که تفاوت چگالی بین فاز نفت و فاز آب بسیار ناچیز است.

محتوای گوگرد و ترکیبات ناخواسته
هر دو نوع نفت خام ایران و ونزوئلا، در دسته “ترش” قرار میگیرند، اما شدت ترش بودن آنها متفاوت است؛ نفت سنگین ایران دارای ۱.۸ تا ۲.۲ درصد وزنی گوگرد است. در مقابل، نفت مری ۱۶ ونزوئلا بین ۲.۵ تا ۳.۴ درصد گوگرد دارد.
این تفاوت یکدرصدی در مقیاس صنعتی، به معنای نیاز به ظرفیت بسیار بالاتری در واحدهای هیدروژناسیون و واحدهای بازیابی گوگرد است. پالایشگاهی که برای نفت ایران تنظیم شده، در صورت استفاده از نفت ونزوئلا با محدودیت ظرفیت در بخش حذف گوگرد مواجه شده و ممکن است نتواند محصولات نهایی را با استانداردهای زیستمحیطی نظیر یورو ۵ یا IMO ۲۰۲۰ تولید کند.
از سوی دیگر نفت خام ایران به خاطر دارا بودن بخشهای سبک و میانی بیشتر، در پالایشگاههای با پیچیدگی متوسط (شاخص نلسون ۷ تا ۹) بهخوبی تصفیه میشود. این نفت بازدهی بالایی در تولید بنزین و گازوئیل مستقیم دارد؛ اما باقی مانده سنگین نفت ونزوئلا که قابل تبخیر در برج تقطیر اتمسفریک نیست، خیلی بالاست.

پالایشگاههایی که «ککساز» نیستند
پالایش نفت ونزوئلا بیش از ۵۰ درصد باقیمانده سنگین (مازوت و قیر) بر جای میگذارد. به همین خاطر وجود واحدهای ککسازی تأخیری برای پالایش نفت ونزوئلا و تولید محصول ارزشمندی مثل بنزین حیاتی است. این واحدها با استفاده از حرارت بالا ، مولکولهای سنگین باقیمانده را شکسته و آنها را به محصولات باارزشتری مثل نفتای سنگین و گازوئیل تبدیل میکنند و کک نفتی بهعنوان جانبی تولید میشود. پالایشگاههای ساحل خلیج مکزیک در آمریکا و مجتمع جامنگر در هند به دلیل دارا بودن ظرفیتهای عظیم ککسازی، مقاصد اصلی نفت ونزوئلا هستند.
اگر پالایشگاهی که فاقد این واحدهاست بخواهد نفت ونزوئلا را جایگزین نفت ایران کند، با تجمع سریع پسماند، نفت کوره سنگین و قیر مواجه شده و ناچار به تعطیلی یا کاهش شدید تولید خواهد شد که این امر توجیه اقتصادی عملیات را از بین میبرد.
چالشهای متالورژیکی و خوردگی اسید نفتنیک
نفت ونزوئلا دارای عدد اسیدی کل (TAN) بسیار بالایی است. اسیدهای نفتنیک موجود در این نفت، در دمای بین ۲۲۰ تا ۴۰۰ درجه سانتیگراد به شدت خورنده هستند و میتوانند دیواره لولهها و برجهای تقطیر و هر آنچه از جنس فولادهای معمولی و حتی آلیاژهای کروم است را به سرعت تخریب کنند.
پالایشگاههای ایرانپسند، برای پذیرش نفت ونزوئلا باید سیستم لولهکشی و برجهای خود را به فولاد ضدزنگ ۳۱۷ (با مولیبدن بالا) ارتقا دهند که این فرآیند مستلزم صرف هزینه زیاد و ماهها توقف کامل فعالیت است.

مسمومیت کاتالیزوری؛ دشمنی به نام «وانادیم»
نفت ونزوئلا حاوی ۳۰۰ تا ۴۰۰ ppm فلز سنگین وانادیم است که چند برابر نفت ایران است. این فلز مثل یک سم عمل کرده و با حمله به ساختار زئولیتی کاتالیزورها در واحد FCC، باعث تخریب دائمی آنها و افت شدید کیفیت بنزین تولیدی میشود.
در نهایت تفاوت مسافت جغرافیایی، تیر خلاصی بر ادعای جایگزینی سریع نفت ایران با نفت ونزوئلا، دست کم در هند است. مسیر انتقال نفت ایران به هند، ۷ تا ۱۰ روز به طول می انجامد ولی مسیر انتقال ونزوئلا به هند، ۴۰ تا ۴۵ روز زمان خواهد برد. این اختلاف زمان به معنی بلوکه شدن سرمایه در دریا، نیاز به مخازن ذخیرهسازی غولپیکر و افزایش چشمگیر هزینههای حملونقل است که جذابیت اقتصادی این جابجایی را از بین میبرد.

از نظر علمی، نفت ونزوئلا نه یک جایگزین مستقیم، بلکه یک «نفت فرصت» است که تنها در صورت تخفیفهای بسیار کلان و در پالایشگاههای فوق پیشرفته (با شاخص نلسون بالای ۱۲) قابل پردازش است.
ادعای ترامپ مبنی بر تأمین نفت پالایشگاههای هند از ونزوئلا به جای ایران، بدون در نظر گرفتن واقعیتهای مهندسی شیمی و متالورژی، بیشتر یک «مانور سیاسی» است تا یک «امکان فنی». جالبتر اینجاست که خود ونزوئلا هم برای رقیقسازی نفت فوق سنگینش به میعانات گازی ایران وابسته است؛ واقعیتی که نشان میدهد این دو قطب نفتی از نظر فنی به هم گره خوردهاند.
منابع: india، visualcapitalist، discoveryalert، oilload، janis-group، shale۲۴
۵۸۳۲۱
