یادداشت مهمان_حجت الاسلام امیرحسین کامل نواب، کارشناس نقد بهائیت، مروری بر اسناد برجایمانده از نهضت امام خمینی (ره) نشان میدهد که مبارزه با تشکیلات بهائیت، از نخستین محورهای جدی در اندیشه و رفتار سیاسی بنیانگذار انقلاب اسلامی بوده است. برخلاف تحلیلهای سطحی که آن را موضوعی حاشیهای جلوه میدهد، مجموعه نامهها، بیانیهها، تلگرامها و اعتراضهای صریح امام نشان میدهد که ایشان بهائیت را نه یک فرقه مذهبی، بلکه شبکهای سازمانیافته و پیوسته با صهیونیسم بینالملل و پشتیبانی قدرتهای بیگانه تلقی میکرد و خطر نفوذ آن در ساختار سیاسی و امنیتی ایران را جدی میدانست.
امام خمینی در نخستین مواضع علنی خود علیه رژیم پهلوی، از حمایت حکومت از بهائیت سخن میگوید. او در سال ۱۳۴۱ خطاب به مقامات رژیم هشدار میدهد که تا زمانی که مسئولین دست از حمایت اسرائیل و بهائیها برندارند، مخالفت او با حکومت ادامه خواهد یافت. این نگرانی فقط یک اعتراض مذهبی نبود؛ امام از گسترش شبکهای سخن میگوید که به گفته ایشان، اقتصاد، ادارات دولتی و حتی دستگاه امنیتی کشور را به کنترل خود درآورده است. او با اشاره به شرایط آن روز تأکید میکند که «در سازمان امنیت اکثر بهائی هستند» و بسیاری از مسئولیتهای حساس به دست نیروهایی سپرده شده که نسبت به دین و جامعه اسلامی بیاعتنا هستند.
شاید یکی از برجستهترین واکنشهای امام در برابر نفوذ بهائیت، ماجرای تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود؛ لایحهای که شرط اسلام را از شرایط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان حذف میکرد. امام در اعتراض به این لایحه هشدار داد که چنین اقدامی «مقدرات مسلمین را به دست یهودیهای بهایی» خواهد سپرد. این موضعگیری یکی از نقاط آغازین تقابل جدی امام با رژیم پهلوی بود و موجی از مخالفتهای مردمی را برانگیخت.
در سخنانی دیگر، امام خمینی خطر را بسیار فراتر از یک اختلاف مذهبی ترسیم میکند. او اعلام میکند که استقلال ایران و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستهاست که بهواسطه تشکیلات بهائی در کشور فعالاند. این هشدارها صرفاً کلیگویی نبود؛ امام بهطور مشخص از «دستگاه بهائیت و کارخانه پپسیکولا» بهعنوان «دستگاه جاسوسی یهود فلسطین» یاد میکند و معتقد است برخی فعالیتهای اقتصادی و رسانهای بهائیها در ایران پوششی برای نفوذ بیگانگان است.
یکی از اسناد مهم مربوط به اعتراض تند امام نسبت به اعزام گسترده دو هزار نفر از اعضای فرقه بهائی به لندن برای شرکت در مراسم معرفی اعضای بیتالعدل جهانی است. امام این اقدام را نتیجه حمایت آشکار دولت پهلوی دانسته و هشدار میدهد که «با جزئی غفلت، اسلام و مملکت اسلامی از دست خواهد رفت». او همچنین علمای دین را فرا میخواند که سکوت نکنند و مردم را از خطر سازمانیافته بهائیت آگاه کنند.
از جمله نمونههای جالب و کمتر گفتهشده، تلگرام رسمی امام به وزارت امور خارجه درباره ربوده شدن یک دختر مسلمان ایرانی بهوسیله بهائیان در پاکستان است. امام در این تلگرام خواستار اقدام فوری دولت برای جلوگیری از «ازدواج غیرمشروع» و بازگرداندن دختر به خانوادهاش میشود. این نمونه نشان میدهد که امام مبارزه با بهائیت را نه فقط در سطح سیاسی، بلکه تا آخرین جزئیات اجتماعی و خانوادگی نیز پیگیری میکرد.
با بررسی اسناد به جا مانده مشخص می گردد در کنار مواضع سیاسی، امام خمینی از منظر فقهی نیز موضعی شفاف اتخاذ کرد. در یکی از استفتائات، ایشان بهصراحت این گروه را «طایفه ضاله، کافر و نجس» معرفی کرده و ازدواج با آنان را جایز ندانست. این فتوا نقش مهمی در تعیین تکلیف شرعی برای جامعه مذهبی ایران داشت.
همچنین امام در خطابهای متعدد به مردم و علما، از خطر «بهائیسازی ایران» سخن میگوید. در پیامی به روحانیون و مردم همدان اعلام میکند که دولت «میخواهد به دست بهائیها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد» و از آنان میخواهد فریب ظواهر تبلیغاتی رژیم را نخورند. او همچنین تأکید میکند که مالیات مسلمانان صرف تقویت شبکههای اقتصادی و سیاسی بهائیها میشود.
در سالهای پس از اوجگیری مبارزات، نگاه امام نسبت به بهائیت جنبهای کاملاً استراتژیک پیدا میکند. ایشان در نامهای به رونالد ریگان، رئیسجمهور وقت آمریکا، تصریح میکند که بهائیت «یک مذهب نیست، یک حزب است» که پیشتر انگلستان و اکنون آمریکا از آن حمایت میکنند. این تحلیل، نگاه امام خمینی به ماهیت سیاسی و امنیتی این تشکیلات استعماری را آشکار میسازد.
در نهایت باید دانست بررسی مجموعه این اسناد نشان میدهد که مبارزه با بهائیت در اندیشه امام خمینی بخشی از یک نبرد گستردهتر با استعمار، صهیونیسم و نفوذ بیگانگان در ساختار سیاسی ایران بود. امام این جریان را شبکهای خطرناک میدانست که میتواند هویت دینی و استقلال کشور را تهدید کند؛ و بر همین اساس، با زبان، قلم، فتوا و اقدام سیاسی در برابر آن ایستاد. در نهایت نیز بهگفته حجتالاسلام فلسفی، انقلاب اسلامی «ضربه نهایی» بر این شبکه وارد کرد؛ مبارزهای که ریشههای آن را باید در سالهای آغازین نهضت و هشدارهای مکرر امام روحالله جستوجو کرد.