به گزارش خبرنگار مهر، اعتقاد به منجی و مسأله مهدویت در تفکر اسلامی، فراتر از یک باور مذهبی صرف در گوشهای از ذهن یا قلب مؤمنان است؛ این اندیشه، ستون فقرات هویت شیعی و موتور محرک تاریخ برای نیل به عدالت جهانی محسوب میشود. در دوران غیبت، که از آن به عنوان دشوارترین دوران آزمونهای بشری یاد میشود، مفهوم «انتظار» رنگ و بویی متفاوت به خود میگیرد.
بر اساس آموزههای اصیل، انتظار نه به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن، بلکه به معنای آمادهباش مستمر و پویاست. در واقع، انتظار فرج، سنخی از «عمل» است؛ عملی که فرد و جامعه را به سمت اصلاحگری سوق میدهد. در این میان، دو رکن اساسی برای حفظ ایمان در عصر غیبت و زمینهسازی برای ظهور اهمیت مییابد: نخست «بصیرتافزایی فردی و معرفتی» و دوم «حرکتهای اجتماعی وحدتآفرین». این دو بال، در کنار هم میتوانند جامعه را از تلاطم فتنههای آخرالزمانی عبور داده و به ساحل ظهور برسانند.
در متون دینی و تحلیلهای صاحبنظران، عصر غیبت به «پارههای شب تاریک» تشبیه شده است؛ دورانی که فتنهها از هر سو هجوم میآورند و تشخیص حق از باطل برای بسیاری دشوار میگردد. در چنین شرایطی، «بیعت با امام زمان (عج)» ارزشی مضاعف مییابد. اگر در دوران حضور امام، همراهی با ایشان فضیلتی بزرگ بود، در عصر غیبت، اعتقاد قلبی و التزام عملی به امامی که دیده نمیشود، نشان از اوج کمال ایمان دارد.
اما این ایمان چگونه حفظ میشود؟ نخستین گام، مجهز شدن به سلاح بصیرت است. بصیرت در عصر غیبت دو پایه اساسی دارد: انس با قرآن کریم و التزام به ولایت. قرآن به عنوان منبع بیپایان نور، معیاری است که به انسان قدرت تشخیص میدهد تا در غبار فتنهها، مسیر اصلی را گم نکند. بدون این دو رکن، ایمانِ فردی لرزان خواهد بود؛ چنانکه در روایات هشدار داده شده است که در آخرالزمان، چه بسیار افرادی که صبح مؤمن هستند و شبهنگام، به سبب فریبها و فشارها، ایمان خود را از دست میدهند.
اما مسأله مهدویت تنها در ساحت فردی خلاصه نمیشود. حقیقت دینداری زمانی در جامعه رونق مییابد که به یک جریان اجتماعی تبدیل شود. تجمعات مهدوی، بیعتهای جمعی و مانورهای قدرت جامعه اسلامی هستند. وقتی مؤمنان بر گرد یک محور مشترک – یعنی اشتیاق به ظهور منجی – جمع میشوند، یک «اراده جمعی» شکل میگیرد که میتواند معادلات فرهنگی و اجتماعی را تغییر دهد. اگر دین در جامعه به حاشیه رانده شود و تجمعات مذهبی تضعیف گردند، دین دیگر نمیتواند به عنوان «قانون زندگی» و «موتور محرک» عمل کند. از این رو، مراقبت از این حرکتهای اجتماعی و پرورش آنها، وظیفهای استراتژیک برای نخبگان و مسئولان فرهنگی است.
ضرورت تجمعات مهدوی از بعد دیگری نیز قابل تحلیل است و آن «مقابله با تهدیدات و فریبهای دشمنان» است. امروز در جهان، مسأله «منجیشناسی» حتی در مراکز دانشگاهی دشمنان نیز با جدیت دنبال میشود. آنها با صرف هزینههای کلان و تولید محتواهای انحرافی، سعی در تخریب چهره واقعی مهدویت یا ارائه منجیهای دروغین دارند.
در چنین فضای غبارآلودی، تجمعات عظیم مردمی، پیام روشنی به جهان مخابره میکند: اینکه امت اسلام بیدار است و بر عهد خود با منجی حقیقی پایدار مانده است. این حضورهای میدانی، نشاندهنده «اقتدار معنوی» است و سدی در برابر نفوذ اندیشههای انحرافی و ناامیدی ایجاد میکند.
یکی از آسیبهایی که فرهنگ انتظار را تهدید میکند، «انفعال» یا «تحریف مفهوم انتظار» است. برخی گمان میکنند انتظار یعنی رها کردن جامعه به حال خود تا ظلم فراگیر شود و امام ظهور کند؛ در حالی که این برداشتی کاملاً مغایر با روح اسلام است. انتظارِ واقعی، عینِ مسئولیتپذیری است. منتظرِ حقیقی کسی است که در هر پست و مقامی که قرار دارد، برای اصلاح محیط پیرامون خود تلاش میکند. تجمعات مهدوی در اینجا نقش «انگیزهبخش» دارند. وقتی فرد در میان هزاران منتظر دیگر قرار میگیرد، احساس میکند که در این مسیر تنها نیست و بخشی از یک حرکت عظیم جهانی به سمت نور است. این همبستگی، روحیه مقاومت در برابر سختیها را تقویت کرده و ایمان را از حالت ایستایی به حالت پویشی درمیآورد.
مهدویت و تمدنسازی
در تبیین نسبت مهدویت با تمدنسازی، باید گفت که هر تمدنی نیازمند یک غایت و آرمانشهر است. آرمانشهرِ تمدن نوین اسلامی، «جامعه مهدوی» است. برای رسیدن به آن افق بلند، ما نیازمند «نظریه انتظار» هستیم که تمام ابعاد زندگی بشر از سیاست و اقتصاد تا هنر و سبک زندگی را پوشش دهد. تجمعات مهدوی در این مسیر، نقش «سکوهای پرتاب» را ایفا میکنند. در این فضاهاست که گفتمان مهدویت از کتابها به میان مردم میآید و به یک «فرهنگ عمومی» تبدیل میشود. اگر بخواهیم مهدویت موتور محرک جامعه باشد، باید آن را در قالبهای جذاب اجتماعی، هنری و رسانهای به نسل جوان معرفی کنیم. شادپیماییهای مهدوی، جشنهای محلهمحور و همایشهای تجلیل از فعالان این عرصه، همگی ابزارهایی هستند که پیوند عاطفی نسل جدید با امام زمان (عج) را مستحکمتر میکنند.
باید توجه داشت که در دوران غیبت، «معرفت» مقدم بر «محبت» است؛ اگرچه هر دو لازم و ملزوم یکدیگرند. تجمعات مهدوی باید بستری برای ارتقای سطح آگاهی عمومی باشند. صرفِ برپایی جشن کافی نیست؛ بلکه باید در دل این جشنها، شبهات مهدویت پاسخ داده شود و وظایف منتظران تشریح گردد. ما موظفیم از تجمعات بر محور مسجد جمکران و سایر اماکن مقدس، به عنوان فرصتی برای تربیت «مهدییاوران» استفاده کنیم. مهدوییاور کسی است که علاوه بر خودسازی، به «دگرسازی» و «جامعهسازی» نیز میاندیشد. این همان نگاه تمدنی است که اندیشمندان بر آن تأکید دارند.