به گزارش خبرگزاری مهر، علی قمصری نوازنده و آهنگساز ایرانی، به اعتراضات اخیر مردم در فضای مجازی خود واکنش نشان داد و عنوان کرد برای من مهم است که چقدر باز کردن قفل درِ خانهمان به روی غیر، ریسک نابودی کشور را در خود دارد.
این فعال موسیقی ایرانی در قالب چند استوری در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«چند جمله صریح و بدون چاشنی ابهامگوییهای شاعرانه متعارف که در این روزها زیاد دیده میشود: اعتراضات این روزها از نهاد فقر و تنگدستی برآمده و کاملاً درست است و اتفاقاً از دلسوزی برای خاک و مسئولیتپذیری برای زیست هموطنان پدید میآید. من کاملاً با اعتراضی که قائم بر اراده ملی و متکی بر وطنپرستی است همسو و همدلام.
آنچه مهر سکوت بر لبانم میزند، بیزاریام از دخالت مستقیم کشورهایی است که بسیار به آنها بدگمانم؛ کشورهایی که احتمالاً به بهانه نجات مردم، پس از آغاز جنگی نامعلوم و خانمانسوز و ویرانی و حتی در صورت پیروزیشان، تبدیل کردن ایران به یک کشور بیپناه، میخواهند با افتخار بگویند: تا اطلاع ثانوی اداره ایران با ماست و نفتش نیز مال ماست. دیدیم که با یک جمله «ماچادو در ونزوئلا احترام ندارد» حتی رهبر اپوزیسیونش را نیز کنار زدند.
مراقب باشیم که به بهانه نجات مردم، به کشورهایی اعتماد نکنیم که سربلندی مردم ایران، هیچ جایگاهی در جاهطلبیهایشان ندارد. من با عبارت دهانپرکن «هرچی میخواد بشه فقط اینا برن» مشکل جدی دارم. برای من مهم است که چقدر باز کردن قفل درِ خانهمان به روی غیر، ریسک نابودی کشور را در خود دارد.
مسئله «راهکار»، «میزان خسارت جانی و کشوری» و «قابل اعتماد بودن قدرتها» و … به «اندازه رهایی از وضعیت بد اقتصادی» برای من برجسته و مهم است.
تنها احساسات کور میتوانند انسان را به این برآیند برسانند که بگویند «هرچی میخواهد بشه بشه، فقط اینا برن». در سوریه و لیبی و عراق هم چنین حرفهایی خیلی زده شده و به کسی که از بالاتر به ابعاد فاجعه نگاه کرده انگ ترسو بودن زدهاند. اما نتیجه چه شد؟
نتیجه: من با عقل و مطالعه و آگاهی کنار مردمم هستم اما به نیروی خارجی که در طول تاریخ و حتی همین حالا، نیتش واضح است پناه نمیبرم. به اراده هموطنم و درایت خودم خیلی بیشتر از کسانی اعتماد دارم که علناً نتیجه سناریوی «ناجی پوشالیشان» را در زندگی تاریک مردم لیبی و سوریه و افغانستان و عراق و … میبینم.
این متن را برای روزی مینویسم که مجبور شوم دوباره در شرایطی دیگر بازنشرش کنم. چرا که عین این جملهها را قبل از ورود «جولانی» به یک دوست سوریهای گفتم و خندید و چند وقت قبل به او گفتم الان از سوریه راضی هستی؟
گفت: دیگر سوریهای نمانده. دمشق است و بس …
شمال مال ترکیه، جنوب مال اسرائیل، شمال شرق مال امریکا و جنوب شرق مال داعش …
یک حقیقت تلخ وجود دارد: هر وقت به جای خرد و اراده خود، بر یک ناجی غیرخودی اعتماد بیش از حد کنیم، در نتیجه، باید بعد از باز کردن دروازه به روی لشکرش اینکه در چه حد به ما تجاوز کند را به خودش واگذار کنیم.
من همیشه هنرمندی مستقل خواهم ماند. اما مستقل از همه طرفها و وفادار به مردم. من تنها بر مطالعه و فهم وابسته میمانم. هیچ وقت نیازمند حمایت نه از داخلم نه خارج. فقط انسانیت برایم مهم است و مسئولیت در قبال چیزی که به مردم میگویم حس میکنم.»