مریم سلمانیان، متخصص روانشناسی بالینی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در گفتگو باخبرنگار مهر به بررسی پیامدهای روانشناختی تکفرزندی در خانوادههای امروزی پرداخت و اظهار داشت: در سالهای اخیر، تغییراتی در ساختار خانوادهها رخ داده و تعداد خانوادههایی که تنها یک فرزند دارند، به دلایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی افزایش یافته است.
سلمانیان با اشاره به تصورات رایج قدیمی که تکفرزندان را خودخواه، لوس یا دارای مشکلات ارتباطی میدانستند، گفت: تحقیقات جدید نشان میدهد که این کلیشهها همیشه صحت ندارند. در واقع، تفاوت معناداری از نظر شاخصهای سلامت روان، مانند اضطراب و افسردگی، بین کودکان تکفرزند و کودکانی که خواهر یا برادر دارند، مشاهده نمیشود. بنابراین نمیتوان گفت کودکان تکفرزند بهطور ذاتی از نظر روانشناختی آسیبپذیرتر هستند.
این متخصص روانشناسی حتی به مزایای پنهان این وضعیت نیز اشاره کرد و افزود: کودکان تکفرزند به دلیل دریافت تمرکز و منابع مالی بیشتری از والدین، گاهی رشد تحصیلی بهتری داشته و حس امنیت و تعلقمندی بالاتری را تجربه میکنند.
کودکمحوری و کمبود مهارتهای اجتماعی
سلمانیان بر چالشهای خاص این گروه تأکید کرد و گفت: یکی از مهمترین آسیبهای تکفرزندی، «کودکمحوری» شدید است. وقتی کل دغدغهها و توجهات خانواده حول محور یک کودک میچرخد، این فرد ممکن است در تحمل ناکامی، پذیرش قوانین اجتماعی و نوبتگیری در فعالیتها دچار مشکل شود.
وی توضیح داد: کودکان دارای خواهر و برادر، فضای طبیعیتری برای تجربه تعامل، اشتراکگذاری و حل تعارضات دارند. تکفرزندان چون این تجربه را در خانه ندارند، در تعامل با همسالان بیرون از خانه ممکن است مهارتهای کلامی و اجتماعی لازم را کمتر تمرین کرده باشند.
سلمانیان ادامه داد: در برخی خانوادههای تکفرزند، والدین ممکن است ناخواسته انتظارات و نگرانیهای خود را بیش از حد بر تنها فرزند خود متمرکز کنند؛ این مسئله میتواند فشار تحصیلی و روانی را بر کودک افزایش دهد و او را نسبت به شکست یا ناکامی، حساس و مضطرب کند.
جبران خلاء تعامل با محیطهای اجتماعی
این متخصص روانشناسی بالینی تأکید کرد: بسیاری از مشکلات منحصراً ناشی از تکفرزند بودن نیست، بلکه ریشه در «سبک فرزندپروری» و کیفیت روابط خانوادگی دارد. برای والدینی که به دلایل مختلف (مانند محدودیتهای اقتصادی، پزشکی یا فرهنگی) تنها یک فرزند دارند، توصیه میشود تا خلاء «خواهر و برادری» را در محیطهای اجتماعی جبران کنند.
وی افزود: والدین باید فرصتهای کافی برای تعامل کودک با همسالان فراهم کنند. حضور در پارکها، کلاسهای ورزشی، هنری و گروههای دوستانه، میتواند فضای لازم برای تمرین مهارتهای اجتماعی، حل تعارض و تقویت هوش هیجانی را ایجاد کند.
سلمانیان خاطرنشان کرد: تعادل در تربیت، پرهیز از کودکمحوری افراطی و غنیسازی محیط اجتماعی کودک، کلید تبدیل چالشهای تکفرزندی به فرصتهای رشد است.
چالشهای بزرگسالی و احساس تنهایی
سلمانیان به پیامدهای بلندمدت تکفرزندی در سنین بزرگسالی اشاره کرد و گفت: در دوران بزرگسالی، افراد اغلب برای درد و دل و حل مشکلات به غیر از والدین، به خواهر و برادر پناه میبرند. تکفرزندان ممکن است در این مرحله از زندگی، احساس کنند که «پشتوانه عاطفی» دیگری جز والدین ندارند و گاهی حسرت عدم داشتن خواهر یا برادر را بکشند. همچنین، با افزایش سن، مسئولیت مراقبت از والدین تنها بر دوش یک فرزند است که فشار روانی و اقتصادی قابلتوجهی را ایجاد میکند؛ در حالی که در خانوادههای چندفرزندی، این مسئولیت بین اعضا تقسیم میشود.
وی تأکید کرد: این چالشها اجتنابناپذیر نیستند و به کیفیت تعاملات اجتماعی بستگی دارند، تکفرزندی به خودی خود باعث ایزوله شدن فرد نمیشود. اگر کودک در کودکی فرصتهای تعاملی کافی مانند ارتباط با فامیل، دوستان و همسالان داشته باشد، در بزرگسالی شبکه اجتماعی قویتری خواهد داشت و کمبود خواهر و برادر را جبران میکند.
سلمانیان در پاسخ تصریح کرد: درست است که برخی موارد بهانهتراشی است، اما بخش عمدهای از این تصمیمات ریشه در «نبود حمایتهای اجتماعی لازم»، بهویژه برای مادران شاغل دارد.
این روانشناس بالینی گفت: یکی از بزرگترین چالشها، عدم وجود مهدکودکهای درونسازمانی یا نزدیک محل کار است. با وجود «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» که تأسیس مهدکودک در محیطهای کار را الزامی کرده، متأسفانه در بسیاری از مراکز حتی در تهران نیز از این خدمت محرومیم. وقتی یک مادر شاغل نگران باشد که فرزندش را به کی بسپارد، طبیعتاً از داشتن فرزند دوم منصرف میشود.
از مهدکودک تا بهداشت روان
سلمانیان تصریح کرد: درست است که برخی موارد بهانهتراشی است، اما بخش عمدهای از این تصمیمات ریشه در «نبود حمایتهای اجتماعی لازم»، بهویژه برای مادران شاغل دارد.
این روانشناس بالینی گفت: یکی از بزرگترین چالشها، عدم وجود مهدکودکهای درونسازمانی یا نزدیک محل کار است. با وجود «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» که تأسیس مهدکودک در محیطهای کار را الزامی کرده، متأسفانه در بسیاری از مراکز از این خدمت محرومیم. وقتی یک مادر شاغل نگران باشد که فرزندش را به چه کسی بسپارد، ممکن است از داشتن فرزند دوم منصرف میشود.
وی افزود: از منظر روانشناختی، تکفرزندی نباید به عنوان یک “نقص” ذاتی دیده شود. اگر چالشهای تعاملی در محیطهای اجتماعی جبران شود، کودک تکفرزند میتواند مهارتهای اجتماعی لازم را کسب کند. بسیاری از تکفرزندان در بزرگسالی، نقش حمایتی خواهر و برادر را با دوستان صمیمی و شبکههای اجتماعی قوی جبران میکنند و ارتباط عمیقی با آنها دارند.
سلمانیان خاطرنشان کرد: پیچیدگی مسئله فرزندآوری و تکفرزندی، نیازمند نگرشی چندجانبه است. عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی همگی در این معادله نقش دارند. تا زمانی که حمایتهای اجتماعی واقعی وجود نداشته باشد، ممکن است نگرانی ها یا فشارهای اقتصادی، والدین را به سمت تکفرزندی ناخواسته سوق دهد