به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، دکتر سید حسین موسویفر، استادیار حقوق بین الملل دانشگاه فردوسی مشهد در یادداشتی به نابودی نظام حقوق بینالملل با حمله آمریکاییصهیونی به مقامات و خاک جمهوری اسلامی پرداخته است.
متن این یادداشت به شرح ذیل است:
با تجاوز آشکار و تعدی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران بار دیگر عدم التزام این یاوهگویان به قواعد نظام حقوق بینالملل آشکار شد. مواردی واضح از قواعد نظام بینالملل در این تعدی نقض شده است که فهرست مختصر آنها را میتوان اینگونه دستهبندی کرد:
- اعلان رسمی تجاوز نظامی وحشیانه علیه همه حریمهای زمینی، هوایی و دریایی ایران به معنای نقض و ریشخند واضح به قاعده اصطلاحا آمرانه منع توسل به زور در نظام حقوق بینالملل است. به موازات این نقض، تجاوز آشکار آمریکایی – صهیونی علیه ایران، جنایتی قطعی حسب اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری است؛
- اقدام وحشیانه، بدون لحاظ قواعد مصونیت و عرفهای جاری بینالمللی در خصوص صیانت از مقامات عالی کشورها و شهادت رهبر عالیقدر جمهوری اسلامی ایران حین انجام وظایف ملی و در منزل مسکونی به همراه خانواده به موازات مذاکرات ادعایی، یکی دیگر از مصادیق نقض بدیهیات در حقوق بینالملل است.
- هدف قرار دادن و به خاک و خون کشیدن کودکان و مردم غیرنظامی در مدارس و بیمارستانها، نهتنها نقض فاحش حقوق بنیادین بشر با هر فکر و مسلکی است، بلکه نقض کنوانسیونهای چهارگانه ژنو در خصوص عدم تفکیک و ارتکاب جنایت جنگی بوده و اساسا کاربرد سلاح با تخریب مضاعف و کشتار جمعی علیه این اماکن، نقض رژیم حقوقی لاهه درخصوص کاربرد ابزارهای جنگی، تجاوز از همه آستانههای انسانی و قطعا جنایت علیه بشریت مطابق اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری است.
- حمله به تأسیسات صلحآمیز هستهای ایران به کرّات و به مخاطره افکندن حیات بشریت به نحو کورکورانه و انتقامجویانه در حالی که مراجع بینالمللی علیرغم دستمایه بودن، بارها بر عدم انحراف ایران و فقد تسلیحات هستهای در کشور ما اذعان کردند و آمریکا پس از جنگ تجازوکارانه 12 روزه مکرراً بر انهدام و نابودی آن تاکید کرده بود، یکی دیگر از مواردی است که نشان میدهد خطوط قرمز و بدیهیات حقوقی در این تعدی آشکار به ایران نقض شده است.
در نهایت میتوان اینگونه نوشت که با توجه به نقضهای گسترده که به بخشی از آنها در بالا اشاره شده، خصوصا به شهادت رساندن رهبر الهی-مردمی کشور جمهوری اسلامی ایران با لحاظ همه قواعد و هنجارهای نظام حقوق بینالملل پیشگفته و با انفعال، عدم کارایی و بعضا جانبداری مجامع فاقد استقلال و دولتهای بیاراده خارجی، شواهد و دلایل بیانگر عدم حیات نظام به اصطلاح حقوق بینالملل و عدم تنظیمگری در روابط بینالملل است.
اکنون در برههای از تاریخ هستیم که تقریبا هیچ قاعدهای بینالمللی در ماهیت آن کاربردی نداشته و نظام حقوق بین الملل در عمل مضحمل شده و فروریخته است. با انفجار در ساختار ماهوی و شکلی نظام حقوق بینالملل، دیگر مبنای حقوقی و مستندی برای توقف بر اقدامات تدافعی و تقابلی محدود فاقد معنا است؛ چراکه، اصولا در حال حاضر امیدی برای اصلاح و مقابله با نقضهای مکرر متجاوزان در جهان دیده نمیشود.
آنطور که تاریخ ایران، بهویژه در دو سه سال گذشته نشان داده، ملت باشکوه، متمدن و با شرف ایران علیرغم تمام نقدها و گلایهمندیهای بحق خود نسبت به برخی دولتمردان و جناحها، اما درخصوص تعدیات خارجی و بهویژه اقدام انتقامجویانه علیه رهبری و خاک و ناموس خود ذرهای تردید، خلل و سستی به خرج نمیدهند؛ این ایستادگی و ثمرات آن در تاریخ جاویدان خواهد شد، آنچنان که پروردگار در آیه شریفه فرموده است:
«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون»
و فردوسی حکیم به درستی و دقیق سرود که:
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
انتهای پیام/
