خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۱۳۹ سوره نساء است:
آیه ۱۳۹ سوره مبارکه نساء، یکی از محوریترین آیات قرآن کریم در تبیین روانشناسی سیاسی و اجتماعی مؤمنان و هشدار نسبت به یک خطای استراتژیک در تشخیص منابع قدرت و عزت است. خداوند متعال در این آیه میفرماید: «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا»؛ کسانی که کافران را به جای مؤمنان به دوستی و سرپرستی میگیرند، آیا عزت را نزد آنان میجویند؟ همانا تمام عزت از آنِ خداست. این کلام وحیانی، به ریشهیابی یک انحراف فکری میپردازد که در آن، انسانها به دلیل ضعف ایمان یا تحلیل غلط از واقعیتهای مادی، تصور میکنند پیوند با کانونهای قدرتِ غیرالهی میتواند برای آنها وجاهت، امنیت و سربلندی به ارمغان آورد. در مکتب تربیتی نهجالبلاغه، امیرالمؤمنین علی (ع) با ظرافتی بینظیر، این حقیقت قرآنی را در قالب خطبهها، نامهها و حکمتها شرح داده و ابعاد پنهان «عزت کاذب» و «عزت حقیقی» را روشن ساختهاند.
بنیانهای عزت در جهانبینی علوی
در نهجالبلاغه، عزت نه یک پدیده اتفاقی، بلکه ثمره مستقیم پیوند با مبدأ قدرت هستی است. امام علی (ع) در موارد متعدد تأکید میکنند که هرگونه عزتی که ریشه در غیر خدا داشته باشد، در حقیقت ذلتی است که نقاب بر چهره زده است. آیه ۱۳۹ نساء با استفهام انکاری میپرسد «أیبتغون عندهم العزة؟» و امام در حکمتهای خود پاسخ میدهند که جستجوی عزت در گروههای باطل، مانند چنگ انداختن به سراب است. از منظر نهجالبلاغه، کسی که خدا را فراموش کند و به قدرتهای پوشالی تکیه نماید، خداوند او را به همان قدرتها واگذار میکند. حضرت در خطبههای خود، نظام فکری مؤمن را چنین ترسیم میکنند که عظمت پروردگار در جان او، هر چیز دیگری را در چشمش کوچک میکند: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ» (خطبه همام). این همان زیربنای معرفتی آیه ۱۳۹ نساء است؛ چرا که وقتی غیر خدا در چشم انسان کوچک شد، دیگر برای کسب عزت به سوی آنان دست دراز نمیکند.
نقد روانشناختی نفاق و وابستگی به بیگانگان
آیه مورد بحث، مستقیماً منافقان را مورد خطاب قرار میدهد؛ کسانی که در میان جبهه حق و باطل نوسان دارند و میکوشند با نزدیک شدن به کافران، جایگاهی برای خود دست و پا کنند. امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه، این روحیه را ناشی از «خودکمبینی» و «جهل به سنتهای الهی» میدانند. در نامه ۳۱، حضرت به فرزندشان امام حسن (ع) توصیه میکنند: «اکرم نفسک عن کل دنیه… و لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا»؛ نفس خود را از هر پستی گرامی بدار و بنده دیگری مباش در حالی که خدا تو را آزاد آفریده است. تمایل به دوستی با دشمنان خدا برای کسب عزت، در حقیقت خروج از مرز آزادگی و ورود به دایره بردگی فکری و سیاسی است. امام (ع) هشدار میدهند که این پیوندها هرگز به نفع مؤمنان تمام نمیشود، زیرا مبنای دشمن، نابودی هویت ایمانی شماست، نه اعطای عزت به شما.
عبارت «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا» در انتهای آیه، یک انحصار مطلق را بیان میکند. در نهجالبلاغه، راه دستیابی به این عزت منحصربهفرد، «تقوا» معرفی شده است. امام (ع) میفرمایند: «لا عز أعز من التقوی»؛ هیچ عزتی عزتمندتر از تقوا نیست. آیه ۱۳۹ نساء هشدار میدهد که پیوند با کافران، مسیری انحرافی برای رسیدن به قدرت است، در حالی که علی (ع) در خطبه ۱۹۱ (خطبه متقین) و دیگر سخنانشان تبیین میکنند که عزت واقعی در سایه اطاعت از خدا به دست میآید، حتی اگر انسان در ظاهر تنها و بییار بماند. ایشان در توصیف پیروان راستین حق میفرمایند که آنها به دلیل پیوند با منبع ابدی قدرت، در برابر حوادث و فشارها همچون کوه استوارند و هرگز برای جلب نظر دشمنان، از اصول خود عقبنشینی نمیکنند.
تجلی آیه ۱۳۹ سوره نساء در سیره حکومتی نهجالبلاغه نیز کاملاً آشکار است. امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر و دیگر کارگزاران، همواره بر حفظ استقلال و تکیه بر تودههای مؤمن مردم تأکید کرده و از اعتماد به کسانی که سابقه دشمنی با حق را دارند، نهی میکنند. از دیدگاه نهجالبلاغه، اگر جامعهای عزت را در گرو لبخند بیگانگان ببیند، به ذلتی گرفتار میشود که رهایی از آن دشوار است. حضرت در نکوهش کسانی که به جای تکیه بر توان داخلی و نصرت الهی، چشم به قدرتهای پوشالی دوخته بودند، میفرمایند که این کار جز پراکندگی و شکست حاصلی ندارد.
تطبیق معارف نهجالبلاغه با آیه ۱۳۹ سوره نساء نشان میدهد که عزت، یک کالای سیاسی یا مادی نیست که بتوان آن را از طریق ائتلاف با جبهه باطل خریداری کرد. عزت، نوری است که خداوند در دل بندگان مؤمن و جوامع خدامحور قرار میدهد. امیرالمؤمنین (ع) با تبیین دقیق مفهوم بندگی و حریت، به ما میآموزند که تنها راه رسیدن به سربلندی، گسستن زنجیرهای وابستگی روانی و سیاسی به قدرتهای غیرالهی و تمسک به ریسمان محکم الهی است. هر عزتی که از غیر مسیر خدا بگذرد، در منطق قرآن و نهجالبلاغه، عین ذلت و مایه پشیمانی است. بنابراین، پیام نهایی این است که برای عزیز شدن، باید به «عزیز مطلق» پیوست و این همان حقیقتی است که در تمام فرازهای نهجالبلاغه طنینانداز شده است.