خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۲۵۰ سوره بقره است:
آیه ۲۵۰ سوره بقره، حکایتگر لحظهای سرنوشتساز در تاریخ بنیاسرائیل است؛ زمانی که سپاه اندک طالوت در برابر لشکر عظیم و مجهز جالوت صفآرایی کردند. در این رویارویی نابرابر، دعای مؤمنان سه رکن اساسی را هدف قرار داد: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». این کلمات تنها یک استغاثه ساده نیستند، بلکه مانیفست پیروزی حق بر باطل در هر عصر و مصری به شمار میروند. واژه «أَفْرِغْ» که به معنای فرو ریختن و لبریز کردن است، نشاندهنده نیازی مبرم به صبری همهجانبه و ظرفیتساز است که تمام وجود مجاهد را در بر بگیرد. امام علی (ع) در نهجالبلاغه، این حقیقت قرآنی را در جایجای کلام خود تفسیر کرده و صبر را نه به معنای تحمل منفعلانه، بلکه به عنوان «شجاعت اخلاقی» و «پایداری استراتژیک» معرفی مینماید.
در نگاه امیرالمؤمنین (ع)، صبر برترین سلاح است. ایشان در حکمت ۸۲ نهجالبلاغه میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ»؛ صبر نسبت به ایمان، همچون سر است نسبت به بدن. همانطور که بدن بدون سر حیاتی ندارد، ایمان بدون صبر نیز فاقد پویایی و اثرگذاری در میدان عمل است. آیه ۲۵۰ بقره نیز دقیقاً همین پیوند ارگانیک را نشان میدهد؛ تا زمانی که خداوند صبر را بر قلوب مجاهدان سرازیر نکند، ثبات قدم (ثبت اقدامنا) حاصل نمیشود و بدون ثبات قدم، نصرت الهی (انصرنا) تحقق نخواهد یافت. در واقع، نهجالبلاغه تبیین میکند که پیروزی نه در گرو کثرت عددی، بلکه در گرو کیفیت روحی و انضباط معنوی است که از چشمه صبر سیراب میشود.
فلسفه ثبات قدم و پیوند آن با توکل الهی
دومین فراز از دعای مجاهدان در آیه مذکور، درخواست «ثبات قدم» است. در میدانهای نبرد، چه نبرد با دشمن بیرونی و چه جهاد با نفس، بزرگترین خطر، لغزش گامها و تزلزل ارادههاست. امام علی (ع) در خطبههای جهادی خود، به ویژه در توصیههایش به لشکریان در جنگ صفین، گویی تفسیر عینی آیه ۲۵۰ بقره را ارائه میدهد. ایشان میفرمایند: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَی نَاجِذِکَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ، تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَکَ»؛ اگر کوهها از جای بجنبند، تو از جای مپیر، دندانها را به هم بفشار، کاسه سرت را به خدا بسپار و قدمهایت را چون میخ در زمین استوار کن (خطبه ۱۱). این دستورالعمل عملیاتی، دقیقاً همان «ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا» است که در قرآن کریم آمده است.
ثبات قدم در نهجالبلاغه، ریشه در معرفت و یقین دارد. امام علی (ع) توضیح میدهند که چرا برخی در برابر دشمن عقبنشینی میکنند؛ زیرا پیوند قلبی آنان با منبع قدرت مطلق سست است. در ماجرای طالوت و جالوت، آنانی که از نهر آب نوشیدند و تسلیم هوای نفس شدند، در میدان نبرد نیز گفتند «لا طاقه لنا الیوم» (امروز توان مقابله نداریم)، اما صابران که قدمهایشان در ایمان استوار بود، بر کثرت دشمن چیره شدند. امام در نهجالبلاغه این درس را به ما میدهد که ثبات قدم، محصول «اخلاص» است. وقتی مجاهد جان خود را به خدا وام میدهد (أعر الله جمجمتک)، دیگر ترسی از مرگ ندارد و این نترسیدن، همان ریشه استواری در زمین است.
نصرت الهی؛ ثمره پیوند میان دعا و عمل
بخش پایانی آیه، درخواست پیروزی بر کافران است. نهجالبلاغه به ما میآموزد که نصرت الهی «بیقاعده» و «تصادفی» نیست. امام علی (ع) در خطبه ۵۶ نهجالبلاغه به صراحت میفرمایند که در زمان پیامبر (ص)، ما با نزدیکان خود میجنگیدیم و هرگاه خداوند «صدق و اخلاص» ما را میدید، نصرت خود را نازل میکرد و دشمن را سرکوب مینمود. این «صدق»، همان مابه ازای خارجی دعای «ربنا افرغ علینا صبرا» است. یعنی دعا باید با آمادگی برای فداکاری همراه باشد.
نکته ظریف در آیه ۲۵۰ بقره این است که طلب نصرت پس از طلب صبر و ثبات قدم مطرح شده است. در معارف علوی، نصرت نتیجهی طبیعی فرآیندی است که از درون انسان آغاز میشود. امام علی (ع) در نامهای به مالک اشتر، پیروزی را در گرو تقوا و یاری رساندن به خدا میداند: «فإنّه تعالی قد تکفّل بنصر من نصره». آیه ۲۵۰ بقره الگویی از «ادبِ دعا» در میدان نبرد را ترسیم میکند؛ ابتدا درخواست ظرفیت (صبر)، سپس درخواست استقامت (ثبات) و در نهایت درخواست نتیجه (نصرت). نهجالبلاغه نیز همین مسیر را به سالکان و مجاهدان نشان میدهد: تا انسان در نبرد درونی (جهاد اکبر) با سلاح صبر پیروز نشود، شایستگی دریافت نصرت در نبرد بیرونی (جهاد اصغر) را نخواهد داشت.
در نهایت، پیوند میان آیه ۲۵۰ سوره بقره و معارف نهجالبلاغه در این حقیقت خلاصه میشود که «صبر استراتژیک»، کلید اصلی تغییر موازنه قدرت است. امام علی (ع) خود تجسم صبری بود که در آیه ۲۵۰ درخواست شده است؛ صبری که گاه در ۲۵ سال خانهنشینی برای حفظ اساس اسلام تجلی یافت و گاه در ضربات ذوالفقار در جنگهای جمل و صفین. ایشان به ما آموختند که برای پیروزی بر جالوتهای زمانه، باید ابتدا جامی از صبر الهی نوشید و قدمها را در طریق حق چنان استوار کرد که هیچ طوفانی توان لرزاندن آن را نداشته باشد. این گزارش جامع، بازتابی از این حقیقت است که قرآن و نهجالبلاغه دو بالِ یک حقیقت واحد هستند که مسیر رسیدن به عزت و پیروزی را از کریدورِ «صبر و ثبات» تعریف میکنند.