به گزارش خبرنگار مهر، تعلیم و تربیت در نظام اسلامی، فراتر از انتقال صرف دانش، فرآیندی برای تعالی روح و آمادهسازی انسان برای رسیدن به کمال مطلوب است. در این میان، فرهنگ انتظار و مهدویت نه تنها یک عقیده مذهبی، بلکه یک «نظام تربیتی جامع» است که تمامی ابعاد حیات فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد. رویکرد انتظار در آموزش و پرورش به معنای تربیت نسلی است که با نگاهی امیدوارانه به آینده، مسئولیتهای امروز خود را در راستای زمینهسازی برای برپایی حکومت عدل جهانی بازشناسی میکند.
دینمحوری و پیوند با ولایت
نخستین و بنیادیترین شاخصه در تعلیم و تربیت با رویکرد انتظار، «دینمحوری» است. در این ساحت، تربیت به معنای تسلیم در برابر فرامین الهی و تنظیم تمامی فعالیتهای آموزشی بر مدار آموزههای وحیانی تعریف میشود. دینمحوری در دوران انتظار، با مفهوم «مرابطه» گره خورده است؛ یعنی ایجاد رابطهای قلبی و عملی با امام زمان (عج). تربیتیافتهی این مکتب کسی است که اعمال خود را همواره در محضر امام میبیند و تلاش میکند تا سبک زندگیاش موجب خشنودی ولیالله باشد. این شاخصه تأکید دارد که نظام آموزشی باید از پوسته ظاهری دین عبور کرده و به عمق پیوند میان «عبد» و «امام» دست یابد.
انتظار به مثابه عمل و جهاد
برخلاف برداشتهای سطحی که انتظار را صرفاً در دعا و سکون خلاصه میکنند، در رویکرد تربیتی مهدوی، انتظار یک «عمل» و بلکه بالاترین جهاد امت محسوب میشود. بر اساس آموزههای نبوی، «افضل اعمال امتی انتظار الفرج»، انتظار یک کنشگری فعال است. این شاخصه در نظام تعلیم و تربیت به این معناست که دانشآموزان باید بیاموزند که منتظر حقیقی، مصلحی است که از اصلاح خود آغاز کرده و به اصلاح جامعه میپردازد. این تربیت، فرد را به سوی «ظلمستیزی»، «مهرورزی» و «دستگیری از ضعفا» سوق میدهد. در واقع، تعلیم و تربیت مهدوی، روحیه ایثار و خدمت به خلق را به عنوان مصادیق عینی انتظار در کالبد جامعه میدمد.
تکلیفگرایی و مسئولیتپذیری اجتماعی
شاخصه مهم دیگر، انتقال از نگاه حقمدارانه صرف به نگاه «تکلیفمحور» است. در تربیت مهدوی، انسان پیش از آنکه مطالبهگر حقوق خود باشد، به دنبال انجام تکالیف الهی و اجتماعی خویش است. این رویکرد به دانشآموز میآموزد که در برابر ناهنجاریهای جامعه بیتفاوت نباشد. آیه ۲۰۰ سوره آلعمران با دستور به «اصبروا» (وظایف فردی) و «صابروا» (وظایف اجتماعی)، نقشه راهی برای این مسئولیتپذیری ارائه میدهد. تربیت مهدوی یعنی تربیت انسانی که خود را در برابر سرنوشت امت اسلامی و آمادگی برای ظهور مسئول میبیند و هر گام علمی یا مهارتی او، با هدف تقویت جبهه حق برداشته میشود.
امیدآفرینی و آیندهپژوهی روشن
فرهنگ انتظار، ذاتا فرهنگ امید است. تعلیم و تربیت با این رویکرد، سدی در برابر یأس و ناامیدی است که امروزه بسیاری از جوامع را درگیر کرده است. شاخصه «امید به فرج» به دانشآموز میآموزد که تاریخ به سوی پیروزی نهایی خیر بر شر در حرکت است. این نگاه آرمانی، انگیزهای مضاعف برای تحصیل، پژوهش و خودسازی ایجاد میکند؛ چرا که دانشآموز میداند برای تمدنی بزرگ در حال آماده شدن است. این رویکرد، نظام آموزشی را از حالت ایستا خارج کرده و به آن پویایی و جهتگیری تمدنساز میبخشد.
عزتمحوری و استقلال روحی
انسانی که منتظر حکومت جهانی عدل است، هرگز در برابر فرهنگهای بیگانه و مادیگرا احساس حقارت نمیکند. «عزتمحوری» یکی از شاخصههایی است که در تربیت مهدوی بر آن تأکید میشود. دانشآموز با شناخت جایگاه انسان در هستی و پیوند با منبع قدرت الهی، به استقلال فکری و روحی دست مییابد. این شاخصه مانع از استحاله فرهنگی نسل جوان شده و آنها را به سمتی هدایت میکند که به هویت دینی و ملی خود افتخار کرده و الگوی مطلوب زندگی را در سیره معصومین جستجو کنند.
برای تحقق شاخصههای فوق، نظام تعلیم و تربیت باید از بدو آموزش تا سطوح عالی، محتوای آموزشی را با فرهنگ قرآن و عترت عجین سازد. تربیت معلمان متخصص که خود الگوهای عملی انتظار باشند، بازنگری در کتب درسی با محوریت امامت و مهدویت، و ایجاد بسترهای فعالیت اجتماعی برای دانشآموزان، از الزامات اجرایی این رویکرد است. خروجی چنین نظامی، انسانهای صالحی خواهند بود که نه تنها برای زندگی در جامعه امروز توانمندند، بلکه به عنوان «یاوران مهدی» برای استقرار عدالت جهانی تلاش میکنند.تعلیم و تربیت مهدوی، پلی است میان واقعیتهای موجود و آرمانهای والای ظهور، که با سلاح علم، ایمان و اخلاق بنا میشود.