خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست: وقتی صحبت از احزاب ایران به میان میآید، کمتر کسی است که اسم حزب موتلفه را نشنیده باشد، حزبی که از پیش از انقلاب اسلامی فعالیتهای سیاسی داشته و با رژیم شاه مبارزه کرده اما سالهاست در بزنگاه انتخابات که میرسد بیانیه و یا اخباری از احزابی به گوش میرسد که پیش از آن ردی از آنها در فضای سیاسی دیده نشده بود، اینکه برخی از احزاب به تازگی تأسیس شدند، محل بحث نیست، صحبت مربوط به احزابی است که گاه گاهی فعالیتهای محدودی دارند؛ شاید در تعریف حزب باید به وسعت و بزرگی آن هم توجه داشت، در واقع حزب را زمانی به رسمیت میشناسند که همچون یک تشکیلات منسجم در سراسر کشور شناخته شده و فعال باشد تا وقتی از یک کاندیدای ریاست جمهوری حمایت میکند و یا فرد یا افرادی را به عنوان کاندیدای انتخابات معرفی میکند آن فرد یا افراد در سراسر کشور به پشتوانه آن حزب بتوانند از مردم رأی گرفته و پیروز رقابت شوند و یا در این عرصه به خوبی فعالیت کنند و دیده شوند؛ در ادامه مصاحبهای با محمدعلی امانی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی را بخوانید که طی آن به برخی مسائل احزاب در ایران پرداختهایم.
(بخش اول این گفتگو را نیز میتوانید از اینجا بخوانید.)
شاهد این هستیم که وزارت کشور هر چند وقت یکبار لیستی را منتشر میکند—دو سال از آخرین انتشار گذشته—و تعداد قابل توجهی اسم حزب و فهرستِ حزبهای ملی و استانی و تشکیلات سیاسی را اعلام میکند که مجوز فعالیت دارند و در بزنگاه انتخاباتها بعضی از این احزاب بیانیهای صادر میکنند یا تبلیغاتی انجام میدهند. به طور کلی وضعیت احزاب در فضای سیاسی کشور را چطور میبینید؟
ما برای کسانی که دغدغهٔ کار سیاسی دارند و میخواهند تشکیل دهند، برای همه آنها احترام قائل هستیم. سلایق متفاوت هستند؛ میخواهند نقش داشته باشند در نظامشان و دنبال این هستند. تعدادی میان و حزب میخواهند تشکیل بدهند. بر اساس قانون تقریباً بالغ بر دویست حزب داریم که ثبت شده در وزارت کشور؛ که مثلاً بعضاً وقتی خانهٔ احزاب تشکیل جلسه میدهد، دویست تا حزب میان مینشینند.
ما خودمان اصولاً اعتقاد داریم حزبی میتواند بهعنوان حزب باشد که اولاً در سراسر کشور دفتر داشته باشد. حزب استانی به نظر ما خود مفهومی ندارد؛ یک حزب قوی و مقتدر در مرکز کشور تأسیس شود، لازم است که در همه استانها دفتر داشته باشد. دیگر مثلاً ما بیاییم بگوییم که یک حزبی در یکی از استانها تشکیل شود، این چطور میتواند نقش خودش را در کل کشور ایفا بکند؟ حزبی که بهعنوان حزب باشد، در سطح کشور به آن میگویند حزب ولی حزب استانی که مثلاً در یک استان فقط بخواهد نقشآفرینی بکند و در بقیه استانها هیچ الگویی نداشته باشد، نمیشود به آن گفت حزب؛ تشکیلات درون استانی است که مسائل روزمرهٔ استان میرسد، ولی حزب مفهومش این است که نقشش را در سراسر کشور ایفا بکند.
حزب باید حزبی باشد که در همهٔ فراز و نشیبها ثابت بماند، نه اینکه روی مواضعش ناپایدار باشد. حزبی که مثلاً فردا یا امروز اتفاق میافتد و یک موضع بگیرد و فردا موضعش را عوض کند، اعتقاد این حزب نیست؛ ریشهدار نیست. حزب ریشهدار حزبی است که در همهٔ میدانهای سیاسی حرف خودش را صریح بزند، روشن بزند و دقیق بزند و پاسخگوی مردم باشد. بالاخره ما حزب هستیم، میخواهیم خدمت به مردم بکنیم؛ الگوی رفتارش این است که به مردم خدمت بکند، برای جامعه اثرگذار باشد. به این میگویند حزب؛ ما مثلاً فرض کنیم که یک حزبی تشکیل میشود با آمدن یک دولت، با فروغ یک دولت. یک حزب تشکیل میشود، با غروب دولت آن حزب تعطیل میشود، فقط اسمی باقی میماند؛ حزب نیست. در مقطعی که صاحب منصب هستند و میتوانند برای خودشان مجوزهای لازم را کسب کنند، مجوزها میگیرند، بعد هم وقتی که تعطیل میشود، دیگر کسی دنبالش نیست، کسی اصل آن را نمیداند یا حزبی که ما میگوئیم حزب، اگر فردی را بهعنوان نامزد انتخاب بکند، چه برای شورای شهر، چه برای مجلس شورای اسلامی، چه برای ریاست جمهوری، باید مدافع همهٔ اقدامات آن فرد باشد که معرفیشده است؛ اگر خطا کرد باید موضع بگیرد و اگر درست عمل کرد به عنوان حزب باید بتواند حفظ مواضع را حفظ کند. اعتقادمان این است که اگر ما در کشورمان سلایق متفاوت هستند، اگر ما بتوانیم همه جمع بشویم، دو تا سه تا حزبی که بتوانند روی مبانی بزرگتر و مواضع و اعتقاداتشان ثابت قدم باشد و پای حرفشان و پای کسی که معرفی میکنند بایستند و بتوانند مدافع اقداماتش باشند، یا اگر طرف اشتباه عمل کرد، بتوانند خیلی صریح و روشن با مردم در میان بگذارند، حزب شناسنامهدار هستند که در همهٔ اتفاقاتی که در جامعه میافتد، دارای موضع هستند. اخیراً هم لایحهٔ خانهٔ احزاب جلساتی تشکیل داده تا بتوانند در این زمینه فعالیتی بکنند، که ما بتوانیم حزبی داشته باشیم که به درد کار کشور بخورد. بعد هم در همان لایحه هم تأکید کردیم که بالاخره اگر ما میگوئیم حزب، تعداد اعضایش حداقل بالای هزار نفر باشد. حزبی که با ده نفر پانزده نفر بخواهد بیاید، مثلاً فقط یک شورای مرکزی داشته باشد و بعد بگوید حزب من صرف اینکه بیانیه بدهد، نمیتواند مشکلات مردم را تبیین بکند. ما در این زمینه الان اقداماتی انجام دادهایم و معتقدیم که حزب کارآمد و توانمند میتواند مشکلات این کشور را حل بکند. ما اعتقاد داریم که اگر کار اداره امور کشور به احزاب واقعی است؛ احزابی که پای حرفشان بایستند، پای مواضعشان باشند و برای انتخاب فردی که میخواهند انتخاب بکنند، از همه مراحل بگذرند، که این فردی که میخواهند انتخاب کنند کسی باشد که دارای خطا نباشد. این حزب میتواند مثلاً بیاید. حالا سلیقههای متفاوت هم باشند؛ هر سلیقهای که مردم قبول کردند، به آن رأی دادند. چرا که نظام، نظام جمهوری است و متکی به آرای مردم است. لذا حزب باید خودش را در خدمت مردم قرار بدهد، مواضعش را در خدمت مردم قرار بدهد و بعد مردم انتخاب کنند که امروز کدام حزب میتواند در ادارهٔ کشور برای مردم مفیدتر باشد؛ خود مردم انتخاب میکنند. ما دارای چنین اعتقادی هستیم و بر مبنای آن، فعالیت خودمان را انجام میدهیم تا بتوانیم انشاءالله نقشآفرینی کنیم در صحنهٔ سیاسی کشور، به مردم خودمان را معرفی میکنیم که بتوانند تشخیص بدهند.
مهمترین کارکردهای حزب موتلفه را برای مردم بگویید؛ از زمان شهید رجایی و باهنر موتلفه در بزنگاههای مختلف چه فعالیتهایی داشته؟ از جنگ تحمیلی تا جنگ ۱۲ روزه؟ از دورههای مختلف انتخابات که از چه کاندیداهایی حمایت کردید و پای کار آنها بودید؟
ما یکی از شاخصهای مهم تشکیلاتمان را، مؤدب به آداب بودن، میدانیم. در مسیر حرکتمان طی شصت سال گذشته، هیچگاه درصدد تخریب کسی نبودهایم و هیچگاه نخواستهایم احدی را تضعیف کنیم. نکته مهم تشکیلات ما این بوده که در تبعیت از ولایت، خود را با نظر ولایت فقیه تطبیق میدادیم. به عنوان نمونه، در انتخاباتی که نامزد ما موفق نشد و رقیب او پیروز شد، ما همچنان آهنگ ولایت را حفظ کردیم؛ به این معنا که پیروزی نامزد رقیب را تبریک گفتیم. این ادبیات، ادبیات تشکیلاتی موتلفه است و ما این مسیر را همواره دنبال کردهایم. در دهه شصت، تشکیلات موتلفه اقدام دقیق و قابل توجهی داشت. زمانی که مرحوم آقای عسگراولادی وزیر بازرگانی بود و دولت آقای مهندس موسوی بر سر کار بود، تشکیلات موتلفه چارچوب مشخصی داشت. ما از ابتدای انقلاب بر این اعتقاد بودیم که اگر کارها به مردم واگذار شود، حضور مردم در اقتصاد ضروری و مؤثر است. ما معتقد بودیم که اگر اقتصاد و معیشت مردم در اختیار خود مردم قرار گیرد، آنها میتوانند از همه ظرفیتها استفاده کنند و مشکلات عدیده جامعه را با توان خود حل کنند. بر همین مبنا، در زمان آقای مهندس موسوی که اقتصاد کشور به سمت اقتصاد سوسیالیستی حرکت کرده بود، هم در مجلس و هم در دولت، تشکیلات موتلفه موضع خود را حفظ کرد. مرحوم آقای عسگراولادی به عنوان سکاندار وزارت بازرگانی، بدون کوتاه آمدن از موضع و اعتقاد خود، بر حضور مردم در اقتصاد تأکید داشت و این اعتقاد را وارد عمل کرد. ولو اینکه از دولت خارج شد اما نسبت به آن تعهدی که با مردم داشت، پایبند بود. بعد از آن هم، ما در همه دولتها، از زمان به اصطلاح خود دولت مقام معظم رهبری، که نظر مبارک حضرت آقا بر واگذاری امور به مردم بود، چنین اتفاقی نیفتاد. در زمان مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی نیز چنین اعتقادی داشتیم و معتقد بودیم که اگر کار به مردم واگذار شود، درست است که در دور دوم او مسیر اشتباه رفت. در زمان جناب آقای خاتمی نیز همین نگاه را داشتیم، در زمان آقای احمدینژاد هم همین مبنا را رعایت کردیم و در دولت آقای روحانی نیز همین اصل را دنبال کردیم.
اکنون که ما خدمت شما هستیم، در دولت جناب آقای پزشکیان، در دیداری که با ایشان داشتیم، محضرشان عرض کردیم که آمادگی داریم برای اقتصاد کشور برنامهریزی کنیم. دهها ساعت وقت گذاشتیم و در جلسات کمیسیونهای خود، متشکل از اعضا و نخبگان اقتصادی کشور، پیشنهادات خود را ارائه دادیم. مؤتلفه یکی از شاخصهایش این است که با سیستم بازار و اقتصاد کشور آشنایی کامل دارد؛ چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب و در طول حرکت انقلاب. پیشنهادات ما به دولت محترم برای کاهش مشکلات مردم ارائه شده و ما آمادگی هرگونه همکاری و خدمت به دولت را داریم، اما تا کنون پاسخی مثبت دریافت نکردهایم. مهمترین پیشنهاد ما این بوده که برای رفع بحرانهای اقتصادی، در وهله اول باید اصلاح ساختار اقتصادی کشور انجام شود. اصلاح ساختار اقتصادی حداقل شامل این است که وزرای اقتصادی و رئیس بانک مرکزی با یکدیگر هماهنگ باشند تا امور کشور به درستی مدیریت شود. اگر وزرای اقتصادی و رئیس بانک مرکزی هماهنگ نباشند، مشکلات مردم روز به روز افزایش مییابد.
ما پیشنهاد دادهایم که اولین گام، نشستن با دولت محترم و رسیدن به جمعبندی در زمینه اصلاح ساختار اقتصادی کشور باشد. این کار نه بر مبنای آن است که میگوئیم امور باید به ما سپرده شود، بلکه بر مبنای هماهنگی کامل با دولت است. در حال حاضر، سکاندار اداره کشور، جناب آقای پزشکیان هستند و وظیفه دولت این است که حمایت کامل از ایشان بکند و ما معتقدیم این انسجام و وحدت ملی که در کشور ایجاد شده، ما را بر آن داشته است که برای صیانت از این انسجام همهگونه فعالیتی انجام دهیم. خط قرمز حزب موتلفه این است که خدای نکرده کسی بخواهد این انسجام را خدشهدار کند یا از بین ببرد. بنابراین، ما با تمام توان و ظرفیت خود در خدمت دولت قرار میگیریم تا بتوانیم باری از دوش مردم برداریم. ما معتقدیم که برای حفظ انسجام ملی و وحدتی که الحمدلله در جامعه ما ایجاد شده، باید کسانی که دغدغه صیانت از نظام جمهوری اسلامی را دارند، به یکدیگر کمک کنند. ما به دولت محترم اعلام کردهایم که حتی اگر از برخی مبانی سیاسی خود مقداری کنارهگیری کنیم، دغدغه اصلی ما دفاع از مردم و همراهی با یکدیگر خواهد بود. بالاخره همه ما در این نظام، همه آحاد ملت، در یک کشتی نشستهایم و باید مسیر مشترکی را طی کنیم و با هم همکاری کنیم تا بتوانیم از این مسیر عبور کنیم.
حزب موتلفه تمام ظرفیتهایی که دارد را در خدمت دولت محترم قرار داده و اعلام آمادگی میکنیم که هرگونه کاری که از دست ما برمیآید با کمال افتخار انجام دهیم. حتی اگر کاری مستقیماً از دست ما برنیاید، حداقل میتوانیم با همفکری و نشستن پای یک میز مذاکره، به راهبردی برسیم که دولت محترم آن را اجرا کند. در این مسیر، ما آمادهایم هر کمکی که لازم باشد برای خدمت به جامعه انجام دهیم.
اینکه حزب موتلفه ارتباطاتی با احزاب برخی کشورهای دیگر دارد، موضوعی است که در برخی محافل گفته میشود که شاید تنها نهاد سیاسی ایرانی است که با کره شمالی ارتباط دارد. البته باید توجه داشت که طرف مقابل نیز مقررات و سختگیریهای خاص خود را در برقراری ارتباط دارد و نظام حاکم بر کره شمالی و رهبری آن، چارچوبها و قوانین ویژهای دارند. در این راستا لازم است کمی شفافسازی شود و توضیح داده شود که حزب موتلفه از نظر ارتباطات بینالمللی چه وسعتی دارد و چه فعالیتهایی انجام میدهد. به طور مشخص، جریان ارتباط حزب با حزب حاکم کره شمالی چگونه است و چه چارچوبهایی برای این تعامل در نظر گرفته شده است، موضوعی است که قابل بحث و بررسی است.
ما بر اساس رهنمود حضرت امام که پس از استقرار نظام اسلامی لازم است پیام نظام به جهان منتقل شود، دو دهه گذشته جمعبندی تشکیلات ما و شورای مرکزی بر این شد که یک معاونت بینالملل در درون تشکیلات ایجاد کنیم. الحمدلله این کار انجام شد و اولین معاون بینالملل حزب، جناب آقای ترقی بودند که انتخاب شدند. مسیر ما از ابتدا از طریق جبهه مقاومت آغاز شد و با همه احزاب مرتبط در این چارچوب ارتباط برقرار کردیم. به عنوان نمونه، با حزب کمونیست چین که حزب حاکم است، ارتباط حزبی ما برقرار شد. همچنین با حزب کارگران کره که حزب حاکم است و ما به عنوان حزب موتلفه در حاکمیت حضور نداشتیم، حدود دو دهه ارتباط مستمر داریم. با وجود شرایط سخت، این ارتباطات بر پایه کار حزبی مستمر، بسیار خوب بوده است. هیئتهایی در طول سال رد و بدل میشوند. آخرین دیدار ما اخیراً به مناسبت هشتادمین سالگرد پیروزی حزب کارگر کره بود که دبیرکل آن حزب از دبیرکل حزب موتلفه دعوت کرده بود. هیئتی سه نفره به آنجا رفتیم و چهار روز حضور داشتیم، با میزبانی خوب، دیدارهای متعدد و حتی ضیافت شام با رهبر کره داشتیم. علاوه بر این، با احزاب دیگر نیز ارتباط برقرار کردهایم. معاونت بینالملل حزب توسعه یافته و فعالیتهای ما بر اساس دیپلماسی حزبی هماهنگ با دیپلماسی نظام انجام میشود؛ یعنی هرگونه اقدام حزبی با وزارت محترم امور خارجه هماهنگ میشود. این رویه در دولتهای مختلف نیز برقرار بوده است؛ در دولت آقای هاشمی رفسنجانی، دولت احمدینژاد، دولت روحانی و دولت فعلی، با وزیر خارجه مربوطه دیدارها و هماهنگیها انجام شده است.
موضوعات امروز ما شامل تبادل پیامها، تنظیم تفاهمنامهها با کشورهایی مانند چین، کره شمالی، لبنان، یمن، عراق، پاکستان، ویتنام، افغانستان، حزب متحد روسیه، حزب کنگره ملی آفریقا، حزب ارمنستان شکوفا، حماس و جنبش اسلامی فلسطین است؛ الحمدالله به عنوان یک تشکیلات با شش دهه سابقه، احترام ویژهای از سوی احزاب مختلف دریافت میکنیم و پیامهایی که بین دولتها باید منتقل شود، ما منتقل میکنیم و پاسخها را نیز ارائه میدهیم. این ارتباطات مستمر و فعال همچنان ادامه دارد.
